گذر قدیس...   

 

 

در این شب ظلمانی و تیره

تاریکی بر قدیس درونم سایه افکنده است

و قدم هایم را

سست سست به لرزه می خواند

 

قدیس به فریادی چنین ام گفت

"ایستائی در ظلام، لحظه ای مانده به مرگ است... قدم بردار"

 

و من قدم برداشتم

در بیم و امید این راه دهشتناک،

و تنها، نگاهم به همانست  که همیشه بوده و هست و خواهد بود

 

قدیس من، درد را به تمامی زیسته و می زید باز

الماس شدن این تاریکی نهفته در من چه دردناک است

شرور هر لحظه بر پیکره ام نهیب می زند تا خسته ام سازد و نومید

و به انصاف که دست اش قویترین دست ها بوده است

 

و اما قدیس من به فریاد داد سخن به زبان راند که

یدالله فوق ایدیهم

و شرور من خاموش شد

 

من پروران قدیس نما، من خود را خدای خود کرده اند

و قدیس مرا بسوی خودپرستی و شرورم می خوانند

و هرگاه که بتی درونم می شکند

قدیس مرا به سخره می گیرند

 

قدیس من، سخت رنجیده است

فریاد زده است، مضطر شده گریسته است

و با اینهمه کماکان ایستاده است و به آرامی گام برمی دارد

از اینکه می شکنندش نمی هراسد

از اینکه خردش کرده اند نمی هراسد

ازینکه همه چیزش را از او بستانند نمی هراسد

هر ذره ای که از او بستانید، بارش را سبک کرده اید

قدیس من، من اش را به شما تقدیم می کند

قدیس من، دیگر من نیست

قدیس بسوی سبکبالی قدم برمی دارد

آنجا که دیگر بالی نیز نیست

 

قدیس خالی و عریان می شود

قدیس بار قداستش را نیز به شما می دهد

شمایانی که معجزت می کنید و جلوه ی روح القدس بر زمین نام گرفته اید

شمایانی که خفیه و غریبه و جفر و اسماءالحسنی در آستین پرورانده اید

شمایانی که همه عمر بدنبال بار سنگین کرامات قدم برداشته اید

شمایانی که کیمیا و لیمیا و هیمیا و سیمیا و ریمیا می خوانید

شمایانی که در سنگینی بار خدایانتان بر زمین نشسته اید

شمایانی که خدای را همچون بتی در دل جای داده اید

شمایانی که مهر خورده و پندار بیداری دارید

شمایانی که مخزن علم و معرفت گشته اید

شمایانی که خواب را خوشتر می دارید

شمایانی که معامله گران بهشتید

با شمایانم، با شما...

 

قدیس، دیگر قدیس نیست

هرآنچه از او گرفته اید ارزانی تان

و هرآنچه بر او باقی مانده است پیشکش

او همه چیزش را به شما می دهد

حتی قداست اش را

 

قدیس هیچ می شود

و خویشتن را که هیچ است

به تمامی در  "یکی"  می افکند

 

دیگر من، نه من ام

و دیگر این تن، از آن من نیست

و نه این جسم

و نه این روح

و نه این کلام

...

لینک